جنگل نوشت
مطالبی از هر کجا/ از جنگل و سبزی آن گرفته و همچنین ورزش تا سیاست و عرصه پر تلاطم آن!!!
نمی
دانم از کجا شروع کنم و به هر صورت برای من سخت است به چه نحوی مطلبم را
بر روی کاغذ بیاورم اما به هر نحوی شده سخنم را آغاز می کنم... عکس
امام را پاره کردند به همین راحتی ، نمی دانم چه کسی این کار را انجام
داده است و در تقبیح این کار زشت و توهین آمیز هیچ شکی نیست ... شاید چند
روز بعد یک دانشجو از جنبش سبز اعتراف به این کار کند(یا از او اعتراف
بگیرند!!!)زیاد فرقی نمیکند! اما آیا مردم آگاه و فهمیده ایران باور می
کنند که دانشجویی سبز این کار را کرده باشد ؟! آیا مردم باشعور ایران با
خود نمی گویند که چرا صدا و سیما تصویر فردی که اقدام به این عمل مذبوح
کرده است هنگام پاره کردن عکس از پایین تنه به نمایش می گذارد؟!آیا
تصویربردار صدا و سیما که فقط او این تصویر بحث برانگیز را ضبط کرده بود و
هیچ کس این عمل را به چشم ندیده است نمی توانسته فقط و فقط مقداری دست
مبارک را از روی دوربین به بالاتر سوق دهد تا صورت فرد انجام دهنده این
کار را زیارتی نمائیم!!! آیا شعور مردم به بازی گرفته نشده است؟! آیا این
یک بازی جدید دیگر از جانب اقتدار گرایان نیست؟! جالب تر اینجاست که سید
احمد خاتمی خطیب جمعه تهران در سخنی گفته است که "آیا شما دیگر رویتان می
شود که خود را خط امامی بدانید" من هم به ایشان می گویم که آیا شما پاسخی
برای اعمالتان در آن دنیا دارید؟! در آخر مقاله ضمن محکومیت دوباره این
عمل مقبوح از استانداری تهران خواستاریم تا هر چه سریعتر به درخواست صدور
مجوز راهپیمایی سبز اندیشان پاسخ مثبت بدهد...در ضمن توجه شما را در انتها
به سخن امام خمینی (ره) که در صحیفه نور ایشان ،جلد 11 صفحه 177 آمده است
جلب می نمایم: من
اين را اعلام میكنم كه اگر كسی به من فحش بدهد، عكس من را پاره كند، احدی
حق ندارد كه به او تعرض بكند. حرام است تعرض كردن به كسی كه به من فحش
بدهد، عكس مرا پاره كند، مرا بزند، هر كاری بكند. احدی حق ندارد در اين
وقتی كه ما گرفتار هستيم در اين مصيبت بزرگ، با او مقابله كند تا اينكه
به زد و خورد برسد و غائله ايجاد بشود. امروز ما آرامش میخواهيم. قاسم زارع/مدیر مسؤول نشریه مستقل ایران آزاد خجالت بکش!!! در ابتدای مقاله دوباره این روز عزیز یعنی سیزده آبان روز تسخیر لانه جاسوسی توسط دانشجویان پیرو خط امام را گرامی می دارم. نمی دانم از کجا شروع کنم و از کجای این روز بگویم،در روزی که با چشم خود اتفاقات عجیب و غریبی را مشاهده نمودم و عجیب تر از آن در حالی که این مقاله را می نوشتم هنوز مبهوت مشاهدات عینی خود بودم و در حال کنکاش در درون خود هستم که چگونه این اتفاقات در درون یک حکومت اسلامی رخ داده است و من باید چگونه این موارد را بر روی کاغذ بیاورم. چهارشنبه در حالی یوم الله سیزده آبان بود که از روز قبل از آن حال و هوای شهر تهران فضایی به شدت امنیتی به خود پیدا کرده بود و گارد های امنیتی در تمامی نقاط مهم شهر دیده می شدند و البته از همان روز می توانستیم حدس بزنیم که سیزده آبان متفاوتی را در پیش داریم... بله،چهارشنبه سیزده آبان 88 فرا رسید،فضای شهر حالتی کاملاً نظامی و امنیتی به خود گرفته بود و هزاران گارد امنیتی و همچنین لباس شخصی های بی سیم دار در سرتاسر شهر تهران دیده می شدند و تعداد این افراد مسلح آنقدر زیاد بود که هر کسی را مبهوت خودشان می کرد... مهدی کروبی در زمانی که در حوالی میدان هفت تیر حضور پیدا کرد توسط نیروهای امنیتی به شدت با ایشان برخورد شد و نتوانست زمان زیادی را با هواداران بیشمار جنبش سبز سپری کند،البته قابل ذکر است که به محافظان ایشان صدمات بیشتری وارد شد. میرحسین موسوی نیز به نوعی در حصر خانگی بود،نخست وزیر مورد تایید امام در فرهنگستان هنر محبوس شده بود و اجازه خروج به ایشان داده نمی شد و همچنین تعدادی موتور سوار سازمان یافته در اقدامی هماهنگ قصد حمله به دفتر مهندس موسوی را داشتند که این توطئه آنها نیز خنثی شد. ایستگا های مترو «دروازه دولت»،«طالقانی»و«هفت تیر» از خدمات رسانی به مردم معذور بودند ؛ میدان هفت تیر و خیابان ها و کوچه های منتهی به آن و همچنین خیابان های طالقانی،شریعتی و کریمخان زند همگی با شدت بسیار بیشتری از ماموران امنیتی پر شده بود و به نوعی برای مردم مانور قدرت گذاشته بودند...اما اصل قضایا و اتفاقات در این جاها صورت پذیرفت،از شلیک تیر هوایی و پرتاب گاز اشک آور گرفته تا برخورد های فیزیکی و ناشایست لباس شخصی ها با مردم عادی... نگارنده به عینه دیدم که به چه صورت مردم را با باتوم برقی می زدند و یا می ترساندند و به چه شکلی با مردم عادی و رهگذرانی که حتی حق تجمع سه چهار نفره را نیز نداشتند و نمی توانستند با هم صحبت کنند،برخورد فیزیکی و بسیار بدی انجام می دادند. اما توجه این مطلب بر روی صحنه ای است که دل هر انسان مسلمان و آگاهی را به درد می آورد،جایی که خانمی در حوالی خیابانهای اطراف میدان هفت تیر ایستاده بود آنچنانکه محل ایستادن این خانم اصلاً جای شلوغ و حساسی به شمار نمی رفت ولی یکی از این لباس شخصی های بی سیم به دست با بی رحمی و حمله به این خانم،به بدترین نوع ممکن با ایشان رفتار نمود و با مشت و لگد این خانم را به رفتن از این محل رهنمون کرد!!! این خانم نیز با اعتراض به این حرکت وحشیانه به این لباس شخصی گفت"خجالت بکش! این چه جور رفتاریه با یک خانم" ولی جواب این فرد از خدا نترس جالبتر بود و به این زن گفت"خفه شو [... ...] " (از نوشتن ای فحش ها معذورم)... واقعاً آیا دست زدن و لمس فیزیکی یک زن نامحرم حرام نیست و گناه به شمار نمی رود آیا فحش دادن و ناسزا گقتن جزء معصیات نیست، آیا هیچ مرجع تقلیدی از این قبیل کارها را مجاز می داند؟! آیا نباید هیچ نظارتی بر روی کار این خودسران و گناهکاران صورت بپذیرد؟!... وای بر ما!!! قاسم زارع / مدیرمسوول نشریه مستقل ایران آزاد - دانشگاه تهران دانشگاه مبدا همه تحولات است. امام خمینی(ره) ضمن سلام و خوشامدگوئی به همه دانشجویان عزیز بالاخص جدید الورود ها یا همان سال اولی ها که با ورودشان به پردیس شور و شوقی دوباره به دانشگاه بخشیدند ، شروع کار دوباره نشریه ایران آزاد را اعلام میدارم. حدود 5سال پیش بود که این نشریه شروع به کار نمود و از همان ابتدا نیز بدلیل طبع انتقادی نشریه با مشکلات زیادی مواجه گردید ولی به حول قوه الهی تا به اکنون هنوز نشریه سرپا ست و یکی از با سابقه ترین نشریات مستقل دانشگاه تهران به شمار می رود و این ماندگاری را فقط و فقط مدیون همکاری و نظر های انتقادی شما دوستان گرامی میدانیم. با توجه به حوادث و رخداد های پیش آمده پس از انتخابات ریاست جمهوری مسوولیت تک تک شما دوستان دانشجو بیشتر از قبل شده است،همان طور که ابتدای مقاله را با سخن ماندگار بنیان گذار انقلاب اسلامی شروع نمودم می توان دریافت که امام چه زیبا سخن گفته اند و چرا شروع تحولات جامعه را ”دانشگاه“ در نظر گرفته اند. پس بایستی با آگاه بودن به شرایط حاکم بر جامعه در مسیر تحولات درست و مثبت گام برداریم تا سستی و رخوت را از جامعه بزدائیم. قاسم زارع - مدیر مسوول نشریه ایران آزاد(نشریه مستقل دانشگاه تهران) بالاخره افشین قطبی که خیلی ها او را با نام امپراتور می شناسند سرمربی تیم ملی ایران شد، البته با حدود یک سال تاخیر !!! افشین قطبی فردی بود که توانست تیم پرسپولیس را بعد از سالها ناکامی در لیگ برتر به قهرمانی این مسابقات برساند؛البته این قهرمانی با مشقت ها و حواشی فراوانی همراه بود. در دوره گذشته ی لیگ برتر زمانی که افشین قطبی در بازی تیمش با فجر سپاسی در زادگاه خودش با تماشاگران پرشمار تیم پرسپولیس خداحافظی کرد همه فکر می کردند با سرمربی گری افشین قطبی تیم ملی ایران به راحتی به جام جهانی صعود خواهد کرد ؛ اما شاید تقدیر نخواست که افشین ،امپراتور تیم ملی ایران بشود! اما زمان گذشت و گذشت تا علی دایی در آن بازی شوم در برابر عربستان تن به شکست بدهد و عطای کار را به لقایش ببخشد و علی دایی،سلطان گل جهان نیز به زمره مربیان برکنار شده تیم ملی ایران اضافه شود. بعد از آن بود که مسؤولان بلند پایه ورزشی کشور به دنبال مربی مناسبی بودند تا او را به عنوان جانشین علی دایی معرفی کنند؛در این بین نام محمد مایلی کهن،افشین قطبی،امیر قلعه نویی،محمود یاوری و حتی فلیپ تروسیه فرانسوی نیز مطرح گردید و همانطور که عقل حکم می کرد در بین این افراد باز هم افشین قطبی مناسبتر از سایر گزینه ها می بود ولی محمد مایلی کهن بود که به عنوان سرمربی تیم ملی معرفی گردید! اما دیری نپایید که محمد مایلی کهن نیز به دلیل حواشی ایجاد شده در بازی استقلال و بحث و جدل هایش با امیر قلعه نوعی از تیم ملی اخراج گردید و عمر مربیگری حاجی مایلی نیز بیشتر از یک هفته طول نکشید! ...و اما اکنون ما باید با حمایت یکپارچه از تیم ملی و مربی آن به ایران عزیز کمک نماییم تا با افتخار به جام جهانی صعود نماید. قاسم زارع بیدکی آیا کسی باورش می شد محمد مایلی کهن به عنوان سرمربی تیم ملی انتخاب شود؟ فردی که فدراسیون فوتبال امید زیادی به موفقیتش دارند آن هم به دلیل نتایج کسب کرده در سال 96و آن 6-2 معروف؛ولی آیا به مایلی کهن با شکست هایی که در این چند سال اخیر در سطوح مختلف تیم ملی و باشگاهی داشته است می توان امید داشت؟! محمد مایلی کهن شخصی است که تیم ملی امید را با آن بازیکنان مطرح و سرشناسش مانند ایمان مبعلی و آرش برهانی و… نتوانست به مسابقات المپیک2004آتن راهی نماید،همچنین در کارنامه او ناموفق بودن در تیمهای فولاد خوزستان و پیکان نیز دیده می شود. تنها نکته مثبت مربیگری او در چند سال اخیر همین موفقیت در تیم بحران زده سایپا بود که توانست تیم سایپا را با چند برد پیاپی از ته جدول لیگ برتر امسال جدا کند. اما حال باید ببینیم که چرا مسؤولان فدراسیون از نام افشین قطبی سرمربی موفق سابق تیم پرسپولیس گذشتند و مایلی کهن را به عنوان سرمربی تیم ملی انتخاب نمودند؟ افشین قطبی فردی بود که در بین تمام نامزدهای سرمربیگری تیم ملی بیشترین مقبولیت جامعه را داشت و نظر سنجی های سایتهای معروف مهر تاییدی بر این موضوع می گذارد. این طور که از خبرها و مصاحبه های اعضای فدراسیون پیدا بود اکثر اعضاء کمیته تیم ملی نیز بر سر انتخاب افشین قطبی اتفاق نظر داشتند ولی سرانجام مایلی کهن بود که از بین کاندیداها به عنوان سرمربی تیم ملی کشورمان انتخاب گردید!!! این طور که پیدا است افشین قطبی تنها به خاطر مصاحبه با شبکه بی بی سی پرشین،از طرف بالا تایید نشد؛حال در صورتی که قبلا نیز وحید هاشمیان با این شبکه مصاحبه کرده بود ولی به خاطر بی اطلاعی بازیکن از ممنوعیت مصاحبه با این شبکه هاشمیان بخشیده شد و حال می شد این اغماض در مورد افشین قطبی نیز صورت می پذیرفت؛ولی آیا این طور شد؟؟؟ قاسم زارع بیدکی حمید استیلی از همه جا حرف زد و بعضی جاها هم گفت ننویسید .ما هم امانت داری کردیم و ننوشتیم .به قول حمید خان زمان همه مسائل را مشحص می کند. اول صحبتهایمان حمید استیلی از تواناییهای مربیان ایرانی گفت و اعتقاد داشت مربیان ما میتوانند به مراحل بالای مربیگری در دنیا برسند حمید استیلی اعتقاد داشت وقتی ما در زمینه های دیگر به قدری پیشرفت داشته ایم که دنیا متعجب شده است در دنیای مربیگری هم می توانیم. البته به شرطی که به دنبال کلاسهای مربیگری و کسب تجربه برویم نه به همین سادگی و با شانس و اقبال نمی توان به آن مراحل رسید .و از کلاسهای مربیگری که شرکت کرده بود می گفت. از حمید استیلی در مورد تحصیلاتش پرسیدیم که واقعا وقتی شنیدیم او فوق دیپلم زبان و دانشجوی لیسانس تربیت بدنی است ذوق زده شدیم و به او تبریک گفتیم. دوست حمید استیلی خاطره ای تعریف کرد که برایمان جالب بود :او می گفت زمانی حمید تصمیم گرفت که دیگر نباشد و همه کارها رو خود افشین قطبی انجام بده و حاج حبیب مخالف بود و قرار شد قرآن باز کنیم و بعد از باز کردن قرآن آیه ای که اتحاد خود را از دست ندهید که پیروزی از آن شماست عهد و پیمان خود را نشکنید همانا پیروزی از شماست باز شد و حمید از تصمیم خود منصرف شد .دوست حمید استیلی گل دقیقه 96 به سپاهان که پرسپولیس قهرمان شد را کار خدا می دانست.قهرمانی پرسپولیس با کسر 6 امتیاز و اینهمهر به حمید استیلی در مورد آقایی و وقتی گل زد و به قطبی بی اعتنایی کرد گفتیم و از اینکه این جریان به ضرر او تمام شد و افکار عمومی به سمتی سوق پیدا کرد که همه حمید استیلی را مقصر میدانستند گفت و معتقد بود بر خلاف اینکه همه فکر می کردند این جریان قبلا برنامه ریزی شده بود اصلا اینگونه نبود.و مطبوعات هم که منتظر بودند و این مسائل را به من ربط می دادند و همه از این خرف می زدند که باعث این کارها حمید استیلی است . از کنترل بازیکنان می گفت از اینکه تا ساعت 2 نیمه شب منتظر یکی از بازیکنان در نزدیکی محل سکونت بازیکن می ماند تا بازیکن متوجه باشه زیر نظر است .و از اینکه هر لحظه و هر زمان مواظب بازیکنان پرحاشیه تیم بود تا کل تیم به حاشیه نره صحبت می کرد .از اینکه تا نیمه های شب مواظب بچه های تیم بود و فردا همه از همیار نبودن استیلی در تیم و اینکه حنید استیلی بدش نمی یاد تیم قهرمان نشه می نوشتند ولی برای من فقط پرسپولیس مهم بود و قهرمانی در چند سال آینده هیچکس از اختلافات آن زمان یاد نمی کنه و فقط از قهرمانی پرسپولیس صحبت می کنند که خدا رو شکر این اتفاق افتاد و تیم فهرمان شد. درباره بازیکنان ذخیره پرسپولیس مانند مسعود زارعی صحبت کرد که واقعا همان بازیکنان ذخیره بودند که ما رو قهرمان کردند از رفتاری که با ذخیره ها داشت تا بازیکنان ذخیره روحیه خودشونو از دست ندهند حتی بعد از باخت به استقلال اهواز همه فکر می کردند تیم ما دیگه از هم خواهد پاشید ولی ما بقدری روی روحیه بازیکنان کار کردیم تا بازیکنان از نظر روحی صدمه نبینند . حمید استیلی از نقش ارتباط و تاکید این مساله در کلاسهایی که در هلند شرکت کرده بود گفت و روی این موضوع تاکید داشت که ارتباط با بازیکنان یکی از ارکان موفقیت مربیان است و از رابطه بسیار صمیمی حبیب کاشانی با بازیکنان می گفت و از اینکه بازیکنان حتی حرفهای خانوادگی خود را به حاج حبیب کاشانی می گفتند . از اینکه حبیب کاشانی ساعتها وقت می گذاشت تا اختلاف بین قطبی و بازیکنان از بین ببرد و حتی خود من تا جایی که امکان داشت سعی میکردم عدالت و صداقت در تیم حکمفرما بشه واقعا با بازیکنانی که با قطبی اختلاف داشتند صحبت می کردم و از اونا می خواستم که به خاطر تیم اختلافات خودشونو را فراموش کنند و به فکر تیم باشند او از نقش غیر قابل انکار حاج جبیب کاشانی می گفت و بارها نقش حبیب کاشانی و نقش او مانند یک برادر بزرگ برای بازیکنان را یادآور می شد . و از اینکه قطبی نتوانست با بازیکنان ارتباط برفرار کنه صحبت کرد. حمید استیلی از یکی کردن محل تعویض لباسها ی بازیکنان می گفت که به بازیکنان گفتم همه باید در یک مکان لباسهای خود را تعویض کنند چه بازیکنان بزرگ تیم و چه بازیکنان ذخیره همه در یک جا لباس خود را تعویض می کردند واین باعث نزدیکی بازیکنان می شد حتی بازیکنانی که ناراحت بودند چون همه در یک مکان بودند دیگه می خندیدند و اتحاد بچه ها زیاد می شد. حمید از اینکه قطبی شاید به این مسائل اهمیت نمی داد و روحیه بازیکنان ما را نمی شناخت می گفت و از اینکه هیچکس از کمکهایی که به تیم می دادم نمی گوید و از چوب لای چرخ قطبی گذاشتن می گویند.و حتی خود قطبی هم این کمکها را نمی دید. بارها افشین قطبی به منزل من می آمد و می گفت تو مثل برادر من هستی و بیا با هم تیم را قهرمان کنیم که من هم می گفتم شما فقط زبانی می گی با هم داداشیم در صورتی که در عمل این را نشان نمی دی .به هر حال رفتار قطبی در رسانه ها و در پشت رسانه ها با هم تفاوت داشت .در صورتی که هر کمکی به قطبی بود دادم در صورتی که بسیار زیر فشار بودم و سه بار در بیمارستان به علت همان فشارها و استرس بستری شدم ولی به خاطر تیم ادامه دادم و در آخر هم حمید استیلی مشکل اصلی پرسپولیس بود .حمید اینجا از گذر زمان و مشخص شدن حقایق می گوید . حمید استیلی از بعضی از برخوردهای اشتباه قطبی می گفت از اینکه در یک تیم همه بازیکنان باید رعایت همه مسائل را بکنند حتی اگه بزرگترین بازیکن تیم باشد از برخورد نادرست قطبی با نیکبخت در هنگام تعویض در بازی دربی می گفت که به سادگی از اون حرکت ناشایست نیکبخت گذشت و در رسانه ها افشین قطبی از تعصب نیکبخت به تیم گفت .من معتقد به رعایت نظم در کل تیم هستم از جمله ای که علی پروین گفته بود"همان بلایی سر من آورد سر دنیزلی هم میاره" پرسیدیم که حمید استیلی گفت بعد اون مصاحبه وقتی آقای پروین را دیدم آقای پروین گفت که من نگفتم .نمی دانم اگه حتی هم گفته باشه من به علی پروین خیلی ارادت دارم تا جایی که من در پرسپولیس شماره 7 که متعلق به علی پروین بود نمی پوشیدم حتی در دورانی به خاطر رفتن علی پروین از پرسپولیس رفتم و یکسال هم فوتبال بازی نکردم حتی از تیم ملی هم خط خوردم و در عمل ثابت کردم که دوستدار علی پروین هستم تا جایی که علی پروین خودش شماره 7 به من داد که همون فصل قهرمان شدیم و در جشن قهرمانی پرسپولیس شماره 7 به پروین پس دادم و قرار شد 25 بپوشم که یک علامت "+" بین 2 و 5 گذاشتم و واقعا قلبا به علی پروین علاقه دارم با بازگشت او به پرسپولیس برگشتم حتی بعد از یک صحبت 5 دقیقه ای که علی آقا با من داشت .از دنیای بازیکنی کنار رفتم و به پیشنهاد علی آقا در کنار وی کار مربی گری را شروع کردم ویادمه که همیشه در مورد تصمیماتی که علی آقا در بازیها می گرفت به طور مثال تعویضها از او سوال می کردم که واقعا خیلی برای من تجربیات آن زمان مفید بوده است از حمید استیلی پرسیدیم کی از فوتبال بیزار شدی؟سعی میکنم از فوتبال لذت ببرم کلا دوبار از فوتبال بیزار شدم یکی در همان سالی که مربی بودم و یکی دیگه هم وقتی که بازیکن بودم و آقای بگوویچ با اینکه آماده بودم به من بازی نمی داد و الان که مربی شدم اعتقاد دارم همان زمان هم باید می رفتم و با بگوویچ صحبت می کردم حمید استیلی چرا تیم نداره ؟ و اینکه کسی که از تاثیرات خود در فهرمانی پرسپولیس صحبت می کند چرا هیچ تیم لیگی برای فصل جدید با شما قرارداد نبست؟ ابتدا این موضوع را بگم من نقش کوچکی در موفقیت پرسپولیس داشتم. و چون سال گذشته بعد از رفتن آقای قطبی با صحبتهایی که با آقای کاشانی داشتم و با توجه به اینکه آقای کاشانی با کسی تعارف نداره به این جمعبندی رسیدیم که من سرمربی فصل جدید پرسپولیس باشم و حتی لیستی از اسامی بازیکنانی که نیاز داشتیم تهیه کردیم و تمام مقدمات کار برای فصل بعد را مهیا کردیم و در جلسه ای که با هیئت مدیره داشتیم تمام نقطه نظرات خود را گفتم و برنامه ای را به صورت مکتوب به هیئت مدیره ارائه دادم .و قرار بود که سرمربی فصل جدید پرسپولیس من باشم .تا زمانی که آقای حبیب کاشانی استعفا دادند .بعد از استعفای آقای کاشانی با آقای علی آبادی هم جلسه ای داشتم و برنامه ام را به ایشان تحویل دادم.ولی به علت رفاقت با آقای کاشانی گویا انتخاب من انجام نشد.حتی آقای مصطفوی هم به من گفت که فعلا بیا و تیم را در اختیار بگیر تا یک سرمربی بزرگ برای پرسپولیس بیاوریم که من به ایشان گفتم من فقط حاضر به سرمربیگری پرسپولیس هستم و دیگه به عنوان مربی کار نمی کنم. در اون زمان هم دیگه تیمها بسته شده بود و من زمانی برای انتخاب تیم دیگری نداشتم حتی یک هفته آخر لیگ هم ابومسلم به من پیشنهاد داد و حتی جلسه ای با سردار بنی اسد داشتم که به علت کمبود زمان و شروع لیگ با ابومسلم به توافق نرسیدم .و پیشنهادی هم از آقای عابدینی برای تیم داماش داشتم که به علت اینکه شناختی از داماش نداشتم و قرار بود همان زمان در کلاسی در آلمان شرکت کنم قبول نکردم . که با جلساتی که با آنها داشتم و با توجه به اینکه شناخت کاملی از سپاهان داشتم تا مراحل آخر هم پیش رفتیم تا جایی که به اصفهان رفتم ولی گویا قسمت نبود .و اصولا دوست دارم تیمی را سرمربیگری کنم که بستن تیم و انتخاب بازیکنان و کادر فنی و مراحل آماده سازی تیم ،قبل از فصل را خودم انجام داده باشم به امید خدا این فصل با تیمی قرارداد خواهم بست. چرا هیچوقت از خودت دفاع نکردی ؟ من نمی خواستم مشکلات پرسپولیس را رسانه ای کنم و تیم ضربه بخوره ،مردم شاید اوایل احساساتی فکر می کردند و می گفتند حمید استیلی نقشی در قهرمانی پرسپولیس نداشت ولی همون موقع هم من ناراحت نمی شدم چون مطمئن بودم مردم با گذشت زمان خواهند فهمید حمید استیلی در قهرمانی نقش حتی کوچکی داشته و همین برای من کافی است .مخصوصا وقتی آقای قطبی برای برگشت و دوباره سرمربی پرسپولیس شد با تنایج نه چندان خوبی که گرفت(حمید استیلی در اینجا هم حاضر نشد بگوید "نتایج ضعیف") مردم فهمیدند که حمید استیلی در فصل قبل در قهرمانی پرسپولیس تاثیرگذار بوده است .زمان همه جریانات را مشخص می کند .این جمله ای بود که بارها حمید استیلی بعد از سوال ما اینکه چرا از خودت دفاع نکردی می گفت. حمید استیلی حتی اگه صحبت هم می کردم حرفهای منو بد می نوشتند .بطور مثال همون موقع روزنامه ای از من پرسید که آقای استیلی فصل بعد دستیار خواهی بود؟ که من در جواب گفتم که من فصل فقط سرمربی خواهم بود و اصلا منظورم سرمربی پرسپولیس نبود همون موقع تیتر زدند استیلی فصل بعد سرمربی پرسپولیس و این جمله در روحیه قطبی تاثیر بد داشت و من به همین علت دیگه صحبتی نکردم. حمید خان جریان شکستن کامپیوتر افشین فطبی چی بود؟خیلیها می گن کار شیث و مامانی بوده و بعضی ها هم می گن کار آقای مرزبان ؟ والله آقای قطبی جریان شکسته شدن کامپیوتر را فردا ی آون روز به ما گفت که حتی من به ایشان گفتم اگه می خوای بریم اداره آگاهی تا پیگیری بشه و مشخص بشه که کی کامپیوتر شما را شکسته که خود آقای قطبی قبول نکردند .ولی واقعا نمیشه گفت کی اینکارو کرده و خود آقای قطبی هم نخواست پیگیر بشه حتی فرداش به ما گفت که کامپیوترم را دیروز شکستند و یک نکته هم باید بگم :آقای مرزبان هیچ وقت کفش استوک دار نمی پوشید و روی کامپیوتر آقای قطبی جای استوک کفش بود و در آخر هر کسی این کار رو انجام داده باشه از نظر من امری غیر پسندیده است . البته این نکته قابل توجه اینه که چرا افشین قطبی همون موقع که کامپیوتر خودشو دید به کسی چیزی نگفته و تا فردا صبر کرده ؟ در آخر از حمید استیلی در مورد محمد رضا مامانی پرسیدیم و اینکه چرا دچار حاشیه شد؟ من خیلی با مامانی صحبت می کردم که شرایط تو با علی نیکبخت فرق داره تو نمی تونی مثل علی نیکبخت رفتار کنی تو باید مثل خودت رفتار کنی ولی متاسفانه اسیر حاشیه شد و از نطر فوتبالی افت کرد پرسیدیم اگه سرمربی تیمی بشید آیا مامانی یکی از بازیکنان شما خواهد بود؟یه محمد رضا مامانی آماده فیکس تیم من خواهد بود آیا قطبی وقتی می خواست برگرده با شما مشورت کرد اگه مشورت می کرد چه جوابی به او میدادی؟ نه افشین قطبی دیگه با من تماسی نداشت ولی اگه با من مشورت می کرد به اوتوصیه می کردم که برنگرده و ... می دانیم نوشته های بالا نظرات و باز خوردهای موافق و مخالف خود را خواهد داشت ما وظیفه داشتیم حرفهای حمید استیلی را به عنوان یک رسانه در اختیار عموم قرار دهیم فقط همین ،نه با افشین قطبی مشکل داریم و نه با حمید استیلی رفاقتی شب بخير آقاي دايي! شنبه هفته گذشته بازي تيم ملي ايران در برابر عربستان را ديد يد حتماً اين بازي سرنوشت ساز را مشاهده كرديد، بازي اي كه در حضور بيش از يكصد هزار نفر هوادار مشتاق ايراني برگزار شد. در بازي اي كه با نمايش ضعيف ملي پوشان ما همراه بود تيم ملي عربستان سعودي موفق شد در خاك ايران و در حضور اين همه تماشاگر مشتاق تيم ملي ايران را دو بر يك شكست بدهد. تيم ملي عربستان در حالي در اين بازي حضور مي يافت كه در صورت باختن در اين بازي عملاً شانس صعود به جام جهاني را از دست مي داد ولي اين تيم با مربيگري مربي جديد شان،خوزه پسيرو موفق شد كه تيم ايران را شكست دهد و اين شكست در حالي صورت پذيرفت كه تيم ملي ايران در 52 سال تشكيل تيم فوتبال عربستان و تمام ديدار هاي رو در رو با عربستان در هيچ زماني در خاك ايران شكست نخورده بود. جالب اينجاست كه اولين باخت ما در ايران در مقابل عربستان با سرمبيگري علي دايي صورت مي پذيرد،شخصي كه مسئولان فدراسيون فوتبال خيلي به ايشان اميدوار بودند كه بتواند مثل دوران موفق بازيگري اش بتواند تيم ملي ايران را به صورت مستقيم وبه عنوان تيم اول گروه به جام جهاني 2010 ببرد ولي مثل اينكه بايد صعود به جام جهاني را فراموش كنيم. در اينجا بايد بپذيريم كه از ابتدا نيز تعيين علي دايي به عنوان سرمربي تيم ملي ايران كاري اشتباه بود،شخصي كه قرار نبود به عنوان سرمربي تيم ملي انتخاب شود ولي يك شبه مسئولان فدراسيون از نام افشين قطبي گذشتند و علي دايي را به عنوان سرمربي انتخاب كردند، كسي كه همه اميدوار به تكرار موفقيت هايش در تيم ملي به خاطر كسب قهرماني ليگ برتر دردو سال قبل با تيم سايپا بودند ولي آيا اين طور شد؟؟؟ در اينجا نيز بايد به اين نكته اشاره نمود كه ما در دوره هاي مقدماتي صعود به جام جهاني گذشته با مربيگري برانكو ايوانكويچ ودر دوره قبل تر از آن با بلاژويچ كروات ، هيچ زماني در ورزشگاه مرعوب آزادي به هيچ تيمي باج نمي داديم!!! شب به خیر آقای دایی در آخر من به عنوان يك ايراني پس از سجده شكر بازيكنان عربستان پس از بردشان در برابر ما تحقير شدم،آقاي دايي شما چطور؟؟؟ 
بالاخره قطبی آمد
همانطور که شنیدید هفته گذشته خبر سرمربیگری محمد مایلی کهن از رسانه اعلام گردید.
از حمید استیلی درباره مربیگری سپاهان پرسیدیم
ما در اینجا به هیچ وجه به این نکته که آیا این اتقاق به چه شکلی افتاده نداریم .به هرحال شکسته شدن کامپیوتر اتفاق افتاده حالا توسط چه کسی نمی دانیم حتی شاید توسط...
البته نقش مدیریت باشگاه نیز در این نتایج و کاهش بازدهی قطبی کمرنگ نبود که اتفاقاً بحث استعفاء یا برکناری مصطفوی نیز از همان زمان مشخص شدن شرایط و رقم قرارداد، بالا گرفت که در نهایت این تغییرات صورت اجرایی به خود گرفت. اما قطبی تقریباً چنین تصور می کند که هیچ نقشی در شکستها نداشته و عدم گرفتن پنالتی توسط داوران در زمان سرمربیگریاش و همچنین اختلافات هیات مدیره موجب آسیب دیدن تیم پرسپولیس شده است و مسائل را در گفت و گو با رادیوی ضدانقلابی زمانه به گونهای مطرح ساخته است که به زعم این ارگان ضدانقلاب مستقر در هلند، کنارهگیری این مربی بحثهای زیادی از جمله وجود مافیای ورزش در فوتبال ایران در محافل ورزشی به وجود آورد.
او حتی در این گفت و گو اشاره نمی کند که با توجه به آنکه بیش از میزان فعالیتش در پرسپولیس، دلار دریافت کرده بود، بالاجبار بخشی از این رقم را بازگرداند و بازگرداندن این رقم را دلیلی بر عشقش به ایران و پرسپولیس می خواند که هر شنونده غیرمطلعی از پس زمینه بازگرداندن این رقم را تحت تاثیر قرار می دهد.
نکته جالب آنکه، قطبی برخلاف گذشته که در مصاحبههایی عنوان کرده بود، دیگر در لیگ ایران هدایت تیمی را برعهده نخواهد گرفت، حرفش را پس میگیرد و وقوع این مسئله را امکان پذیر میخواند و این نشان می دهد، این مربی در مدت حضورش در امارات چه پیشنهادات داشته که این امکان را قائل شده، به کشوری بازگردد که در آن امنیت نداشته است! متن ناگفتههای بی سابق سرخها در رادیوی ضد انقلاب، بدین شرح است.
در گفت و گو با افشین قطبی از ایشان درباره دلایل کنارهگیری از تیم پرسپولیس پرسیدهام.
فکر میکنم این خیلی طولانی و پیچیده است و فقط توضیحی که میتوانم بدهم این است که پرسپولیس همیشه خانه و تیم من است و هوادارانش را خیلی دوست دارم و این تجربه یک سال و نیم من در تیم پرسپولیس هم تجربهای خواهد بود که من هیچوقت فراموش نخواهم کرد. فکر میکنم آن قهرمانی بعد از ۶سال، قهرمانی باشد که برای من و هواداران پرسپولیس خیلی عزیز است و خواهد بود.
شکستهای پی در پی آن زمان پرسپولیس چقدر در تصمیم شما تاثیر داشت؟
آن زمانی که در پرسپولیس بودم و آن یکسال واقعاً تجربه بسیار خوبی بود. صحنهها، بازیها و موقعیتهایی بوده که همه ایرانیها فراموش نخواهند کرد.
من فکر میکنم تاریخ فوتبال سالها بعد برمیگردد و یک نگاه خیلی مثبتی خواهد داشت به آن یکسالو نیمی که من داشتم در پرسپولیس و کار میکردم.
نه فقط به خاطر روش فوتبال و نتایج و نه فقط قهرمانی بلکه به خاطر اخلاق، رفتار و آن هیجانی که به فوتبال لیگ برتر ایران برگشت.
آقای قطبی، در جایی هم گفته بودید که یکی از دلایلی که ایران را ترک کردید تهدیدهایی بوده که نسبت به شما میشده، یک مقدار میتوانید توضیح دهید؟
فکر کنم کسانی که با فرهنگ ایران خیلی آشنا شدند و کسانی که در ایران کار کردند میدانند که هر کسی که موفق هست و محبوبیت مخصوصی پیدا میکند، بخاطر حسادت و بخاطر فضای خیلی منفی دوست ندارند آن شخص و آن انسان بتواند به کار خود ادامه دهد و آن حرکت و انگیزهای که دارد را نگه دارد.
کسانی که دور و بر من کار میکردند، دیدند ما از هر جبهه و از گروههای مختلف از بیرون و داخل تیم ضربههای خیلی مختلفی داشتیم میخوردیم و یک روز هم نبود که ما بتوانیم با آرامش کار کنیم و خیلی هم ساده میشود گفت که شما فکر کنید من در ۵۱بازی در پرسپولیس برای پرسپولیس و افشین قطبی ۳پنالتی داورها بیشتر تصمیم نگرفتند، وقتی قطبی پرسپولیس را ترک میکند برای من خیلی جالب بود که ۱۱ پنالتی در ۱۲بازی برای پرسپولیس گرفتند.
این مقداری نشان میدهد که در فوتبال ایران چه فضایی است و ادامه دادن و موفقیت در فوتبال ایران چقدر سخت است.
عدهای از هواداران شما هم که مخالف ترک شما بودند معتقد هستند که بههرحال شما یک سال قبل در پرسپولیس و ایران مربیگری کرده بودید و شرایط فوتبال ایران و جنجالها و هوداران خود را خوب میدانستید که این پست را قبول کردید و احساس میکنند که به هر دلیلی باید تا آخر فصل ادامه میدادید. پاسخ شما بهآنها چه است؟
من واقعاً شرمنده هواداران پرسپولیس هستم. بخاطر اینکه بخاطر آنها برگشته بودم. خیلی دوست داشتم که به تمام این هواداران دوباره شادی را برگردانم، قهرمانی را دوباره برگردانم. ولی خیلی شفاف میتوانم بگویم وقتی بعد از یک بازی یک عدهای که خط گرفته بودند و به ماشین من حمله میکنند این فضا را مقداری عوض میکنند. بخاطر اینکه امنیت خانواده من برای من خیلی مهم است و این من را خیلی ناراحت کرد.
وقتی من دیدم که جبهههای مختلفی در هیات مدیره پرسپولیس شکل گرفته و هرکدام از آنها هدف و جبهه خودشان را داشتند. این پخش شدن قدرت هیات مدیره پرسپولیس خیلی به این تیم صدمه زد.
بهخاطر اینکه مثلاً در خانواده پدر و مادر باهم مشکل دارند همیشه بچههای آن خانواده از آن سوء استفاده میکنند.
در پرسپولیس ما سه جبهه مختلف داشتیم. این جبههها از بیرون زمین آمد توی زمین و شروع کرد در رختکن تیم پرسپولیس صدمه زدن به این تیم و آن ۳ تا جبههها، جبهههای مختلف برای خودشان در رسانهها درست کردند، جبهههای مختلف در سکوی استادیوم درست کردند ما بازی با صباباتری (آخرین بازی که من مربی بودم) هنوز وقت بازی تمام نشده بود و پرسپولیس میتوانست خیلی آسان این بازی را ببرد اما سکوهای مختلف، شعارهای مختلف علیه افراد مختلف سر داده شد.
وقتی این فضا در باشگاهی است باشگاه شانس موفقیت نخواهد داشت زیرا آن چهارچوب و فضایی را که باید برای موفقیت داشته باشد ندارد. وقتی که من سال دوم برگشتم به پرسپولیس یکی از نکتههای مهم برای من بود که بازیکنان کادر فنی و مدیریت همه باید با هم مثل یک خانواده کار کنند و ما این فضا را نداشتیم.
از روز اولی که من برگشتم این فضا را نداشتیم. از کمک مربی که آوردیم از تمرینهایی که ما داشتیم. ما بعضی وقتها تمرین داشتیم که یک روز شعار میدادند برای این عضو هیات مدیره و روز بعد برای کس دیگری شعاری میدادند. این خیلی کار مربیان و بازیکنان را مشکل کرد و من واقعاً احساس کردم که دیگر نمیتوانم ادامه دهم و فکر کردم با رفتم از پرسپولیس میتوانم به پرسپولیس کمک کنم.

میدانم خیلیها گفتهاند که قطبی برای پول برگشت. قطبی آمد بهخاطر دلایل مختلف. در حالی که اگر قطبی برای پول برگشته بود تا آخر میماند و صبر میکرد یا بیرونش کنند و یا موفق میشد و اگر برای پول بود قطبی وقتی رفتن پول را پس نمیداد.کسانی که من را میشناسند و کسانی که کار من را میشناسند میتوانم با ته قلبم بگویم که من عاشق ایران هستم و تمام کسانی که ۳۰سال مثل من ازکشورشان دور هستند هر روزی که دورتر هستند بیشتر کشورشان را دوست دارند. اما زمانی دیدم ممکن است با رفتن من یک کار مثبتی انجام شود ممکن است که فوتبال ایران خودش را با یک میکروسکوپ نزدیکتر نگاه کند و فوتبال ما یکذره شفافتر شود.
اینکه همه بدانند که وظیفه هیات مدیره چه است، وظفه یک مربی چه است، یک بودجه باشگاه چه است، چطور این بودجه استفاده میشود. صحبتهای اخیر آقای علی کریمی و یا خیلی از بازیکنان دیگر جالب است که گفتند وقتی زمین تمرین نداریم، جوراب برای تمرین نداریم، اگر لباس نداریم چرا باید اینقدر برای چیزهای مختلف هزینه بکنیم؟
فکر کنم فوتبال ایران به امکانات بهتری نیاز دارد که بتواند به آن عشق فوتبال و کیفیت فوتبال و بازیکنانش مچ باشد.
بهخاطر اینکه واقعاً میشود گفت که فوتبال ایران و عشق فوتبال در ایران خیلی زیاد است و شاید زیادتر از هر زمینه دنیا. شما در هیچجای دنیا نمیتوانید مثل اینجا این علاقهای که یک خانم، یک مرد، یک جوان و یا یک پیرمرد به تیم فوتبال خود دارند را ببینید و این که چقدر تیمشان را دوست دارند.
این انرژی است که ما باید با درست کردن امکانات بهتر و با یک ذره شفافیت بیشتر فوتبال ما از آن استفاده کنیم. در این صورت ایران میتواند در آسیا و در جام جهانی و در دنیا یکی از بهترین فوتبالهای دنیا را داشته باشد.
آقای قطبی چه بازیکنانی در این مدت احترام شما را جلب کردند؟
من همیشه بازیکنان را دوست داشتم. واقعاً هنوز دلم برای آنها تنگ میشود و خیلی از آنها را دوست دارم با زحمتهای بازیکنان بود که این تیم قهرمان شد و همیشه یک مربی خوب بازیکنان خوب دارد و هیچوقت نمیشود گفت که یک بازیکن یا یک مربی، یک تیم را قهرمان کرده و هر بازیکنی که پارسال در پرسپولیس بازی کرده است یک افتخار بزرگی در زندگیاش داشت و کار بزرگی انجام دادند.
در فوتبال ایران خیلیها راجع به این صحبت میکنند که بازیکنان مختلف از افراد مختلف خط میگیرند و سعی میکنند یا مربی را عوض کنند و یا سعی میکنند یک کاری انجام دهند که به هدف خودشان و به هدف کسانی که به آنها خط میدهند برسند. اما من هیچوقت اینطور فکر نکردهام.
ولی بعد از تجربه یک سال و نیم من در ایران به طور صددرصد میتوانم بگویم که باندبازی در فوتبال ما زیاد است و این باندبازیها به فوتبال ما ضرر میزند. دعا میکنم یک روزی باشد که باندبازیها کنار گذاشته شود و همه سعی کنند که حرفهای کار کنند و تلاش و انرژیای که ما میگذاریم تا این کارهای منفی را دور و بر فوتبال بکنیم، اگر همان انرژی را میگذاشتیم در کارهای مثبت، هر تیم ما فوتبال بهتری بازی میکرد و فوتبال ایران میتوانست در صدر آسیا و یکی از بهترین دنیا باشد.
دفعه قبل که با شما صحبت کردم از کریم باقری خیلی تعریف کردید؟
من هنوز هم از ایشان تعریف میکنم. به اندازه کافی نمیشود در مورد این فرد مثبت گفت.
باقری یکی از شخصیتهای خیلی خوب فوتبال ایران است و همیشه نشان داده است که دل شیر دارد و کسی است که برای موفقیت در تیمش هر تلاشی را میکند.

چه چیزی در کار در فوتبال ایران یاد گرفتید؟
وقتی در جایگاهی هستی که روی شما اینقدر فشار است و اینقدر مردم یا حرص میخورند و یا شاد هستند و میتوانی بر روی زندگیشان اثر بگذاری فکر کنم که یاد گرفتم چگونه با این استرس زندگی کنم و چطور بتوانم بهترین خودم را در کارم بیاورم و تجربهی خیلی خوبی بود.
ولی فکر کنم مدیریت و کار کردن در پرسپولیس سختتر است تا در منچستر یونایتد، بهخاطر اینکه انتظارات خیلی زیاد است و امکانات خیلی کم و با یک نتیجه تمام مشکلات یا میتواند جلو بیاید یا عقب برود.
من از آن لذت بردم بخاطر اینکه وقتی اینقدر میتوانی اثر مثبتی در زندگی مردم بگذاری و آنها را با نتیجههای خوب شاد کنی. بیشتر برای من انگیزه آورد و پارسال توانستیم یکی از بهترینها کارها را انجام دهیم.
فکر کنم قهرمانی پرسپولیس پارسال سختتر از قهرمانی منچستر یونایتد در لیگ قهرمانان بود و من افتخار میکنم که توانستم این کار را انجام دهم.
فکر میکنید هیچوقت به فوتبال ایران بازگردید؟
همیشه در فوتبال همهچیز امکان دارد. سال دومی که برگشتم بدین جهت بود که فکر کردم کارم هنوز در فوتبال ایران تمام نشده بود و با رفتنم هنوز کار من تمام نشده است در فوتبال ایران.
من دوست دارم اگر یک موقعی فضا درست باشد حالا ممکن است ۵، ۱۰سال دیگر باشد یا ۲۰سال دیگر باشد ولی من دوست دارم بخاطر اینکه خدمتی که ما به کشورمان انجام دهیم، تا آخر عمر آن عشق را به کشورمان خواهیم داشت.
آقای استیلی بههرحال جز دوستان شما نبودند. فکر میکنید ایشان چقدر تاثیر داشتند در این اتفاق؟
من فکر کنم که بهتر است در مورد شخصیتهای مختلف صحبت نکنیم. به خاطر اینکه هر کدام از آنها نظر خودشان را دارند هدفهای خودشان را دارند و هرکسی که یا میخواسته کمک کند یا میخواسته نگذارد کسی موفق شود فکر کرده دارد کار درستی انجام میدهد.
حالا میتوانیم بگوییم که اسمشان ایکس و...است و به نظر این چیزها دیگر مهم نیست. مردم میدانند که چه کسی منافعاش در کجاست. تنها چیزی که من میتوانم بگویم این است که من خیلی دوست دارم ببینم هر همکاری که من دارم اگر آقای استیلی ۵ یا ۲ سال یا یکسال دیگر در مربیگری موفق میشود من را خیلی خوشحال میکند بخاطر اینکه من به مدت یک سال همکارش بودهام برای یک سال.

این فلسفهی پدر من بوده؛ همیشه به من میگفت که جواب دشمنان همیشه مهربانی است. بخاطر اینکه فوتبال و زندگی خیلی به همدیگر نزدیک هستند.
همیشه احساس میکردم که فوتبال مثل آیینه زندگی است خیلی بالا و پایین دارد. بهترین مربیهای دنیا بازیها را میبازند بعضی وقتها میبرند و بعضی وقتها مساوی میکنند و خیلی وقتها نمیشود نتیجه بازی را کنترل کرد ولی آن را که خیلی میشود کنترل کرد عکسالعملی است که بعد از نتیجهها نشان میدهیم.
عکسالعمل بعد از باخت، بعد از پیروزی، عکسالعمل بعد از اینکه واقعاً به شما بیاحترامی میشود. افشین قطبی میتوانست بماند سال دوم و تا آخر آن بجنگد ولی من دیگر ارزش آن را ندیدم. بهخاطر اینکه احساس کردم آدم باید چند سال از زندگی خودش را ازدست بدهد، سلامتیاش را از دست بدهد و برای جنگهایی که آدم نمیخواهد بجنگد. من میخواستم در روز و جلوی همه با چراغهای روشن بجنگم. ولی وقتی جنگها تاریکی و در پشت پرده است و جنگهای زشت است به نظر من بهتر است آدم آن جنگها را نجنگد.


