|
۱۹آبان۹۰ !GoodBye تقدیم به ف۸۹ چه روزای خوبی بود ای دل غافل به دادم برسی... ، به دادم برسی... تا روزی بیای و به دادم برسی... ، به دادم برسی... لینک دانلود آهنگ:
با سلام متاسفانه باید خدمت شما دوستان اعلام کنم که وبلاگ بچه های ورودی۸۶ جنگل توسط افراد فرصت طلب هک شده و بنده به عنوان مدیر این وبلاگ گروهی ۲۳نفره از این قضیه بسیار متاثر و ناراحت شدم... بنده در اولین لحظه ای که از این قضیه متوجه شدم جریان هک شدن را با مدیران سایت بی در و پیکر بلاگفا در میان گذاشتم ولی هیچ امیدی به این سایت کم امنیت نیست وگرنه مدیران سایت بلاگفا می توانند به راحتی به صحت حرفهای بنده پی برده و اکانت وبلاگ را از دست فرد هکر بگیرند... باید در آخر بگویم که دسترسی همه ۲۳نفر به این وبلاگ محدود شده... خدا کند فقط کار خودی نباشد که وای به حالش!!! http://jangal86-tehran.blogfa.com آدرس وبلاگ جنگل۸۶
نمی دانم از کجا شروع کنم و به هر صورت برای من سخت است به چه نحوی مطلبم را بر روی کاغذ بیاورم اما به هر نحوی شده سخنم را آغاز می کنم... عکس امام را پاره کردند به همین راحتی ، نمی دانم چه کسی این کار را انجام داده است و در تقبیح این کار زشت و توهین آمیز هیچ شکی نیست ... شاید چند روز بعد یک دانشجو از جنبش سبز اعتراف به این کار کند(یا از او اعتراف بگیرند!!!)زیاد فرقی نمیکند! اما آیا مردم آگاه و فهمیده ایران باور می کنند که دانشجویی سبز این کار را کرده باشد ؟! آیا مردم باشعور ایران با خود نمی گویند که چرا صدا و سیما تصویر فردی که اقدام به این عمل مذبوح کرده است هنگام پاره کردن عکس از پایین تنه به نمایش می گذارد؟!آیا تصویربردار صدا و سیما که فقط او این تصویر بحث برانگیز را ضبط کرده بود و هیچ کس این عمل را به چشم ندیده است نمی توانسته فقط و فقط مقداری دست مبارک را از روی دوربین به بالاتر سوق دهد تا صورت فرد انجام دهنده این کار را زیارتی نمائیم!!! آیا شعور مردم به بازی گرفته نشده است؟! آیا این یک بازی جدید دیگر از جانب اقتدار گرایان نیست؟! جالب تر اینجاست که سید احمد خاتمی خطیب جمعه تهران در سخنی گفته است که "آیا شما دیگر رویتان می شود که خود را خط امامی بدانید" من هم به ایشان می گویم که آیا شما پاسخی برای اعمالتان در آن دنیا دارید؟! در آخر مقاله ضمن محکومیت دوباره این عمل مقبوح از استانداری تهران خواستاریم تا هر چه سریعتر به درخواست صدور مجوز راهپیمایی سبز اندیشان پاسخ مثبت بدهد...در ضمن توجه شما را در انتها به سخن امام خمینی (ره) که در صحیفه نور ایشان ،جلد 11 صفحه 177 آمده است جلب می نمایم: من اين را اعلام میكنم كه اگر كسی به من فحش بدهد، عكس من را پاره كند، احدی حق ندارد كه به او تعرض بكند. حرام است تعرض كردن به كسی كه به من فحش بدهد، عكس مرا پاره كند، مرا بزند، هر كاری بكند. احدی حق ندارد در اين وقتی كه ما گرفتار هستيم در اين مصيبت بزرگ، با او مقابله كند تا اينكه به زد و خورد برسد و غائله ايجاد بشود. امروز ما آرامش میخواهيم. قاسم زارع/مدیر مسؤول نشریه مستقل ایران آزاد
خجالت بکش!!! در ابتدای مقاله دوباره این روز عزیز یعنی سیزده آبان روز تسخیر لانه جاسوسی توسط دانشجویان پیرو خط امام را گرامی می دارم. نمی دانم از کجا شروع کنم و از کجای این روز بگویم،در روزی که با چشم خود اتفاقات عجیب و غریبی را مشاهده نمودم و عجیب تر از آن در حالی که این مقاله را می نوشتم هنوز مبهوت مشاهدات عینی خود بودم و در حال کنکاش در درون خود هستم که چگونه این اتفاقات در درون یک حکومت اسلامی رخ داده است و من باید چگونه این موارد را بر روی کاغذ بیاورم. چهارشنبه در حالی یوم الله سیزده آبان بود که از روز قبل از آن حال و هوای شهر تهران فضایی به شدت امنیتی به خود پیدا کرده بود و گارد های امنیتی در تمامی نقاط مهم شهر دیده می شدند و البته از همان روز می توانستیم حدس بزنیم که سیزده آبان متفاوتی را در پیش داریم... بله،چهارشنبه سیزده آبان 88 فرا رسید،فضای شهر حالتی کاملاً نظامی و امنیتی به خود گرفته بود و هزاران گارد امنیتی و همچنین لباس شخصی های بی سیم دار در سرتاسر شهر تهران دیده می شدند و تعداد این افراد مسلح آنقدر زیاد بود که هر کسی را مبهوت خودشان می کرد... مهدی کروبی در زمانی که در حوالی میدان هفت تیر حضور پیدا کرد توسط نیروهای امنیتی به شدت با ایشان برخورد شد و نتوانست زمان زیادی را با هواداران بیشمار جنبش سبز سپری کند،البته قابل ذکر است که به محافظان ایشان صدمات بیشتری وارد شد. میرحسین موسوی نیز به نوعی در حصر خانگی بود،نخست وزیر مورد تایید امام در فرهنگستان هنر محبوس شده بود و اجازه خروج به ایشان داده نمی شد و همچنین تعدادی موتور سوار سازمان یافته در اقدامی هماهنگ قصد حمله به دفتر مهندس موسوی را داشتند که این توطئه آنها نیز خنثی شد. ایستگا های مترو «دروازه دولت»،«طالقانی»و«هفت تیر» از خدمات رسانی به مردم معذور بودند ؛ میدان هفت تیر و خیابان ها و کوچه های منتهی به آن و همچنین خیابان های طالقانی،شریعتی و کریمخان زند همگی با شدت بسیار بیشتری از ماموران امنیتی پر شده بود و به نوعی برای مردم مانور قدرت گذاشته بودند...اما اصل قضایا و اتفاقات در این جاها صورت پذیرفت،از شلیک تیر هوایی و پرتاب گاز اشک آور گرفته تا برخورد های فیزیکی و ناشایست لباس شخصی ها با مردم عادی... نگارنده به عینه دیدم که به چه صورت مردم را با باتوم برقی می زدند و یا می ترساندند و به چه شکلی با مردم عادی و رهگذرانی که حتی حق تجمع سه چهار نفره را نیز نداشتند و نمی توانستند با هم صحبت کنند،برخورد فیزیکی و بسیار بدی انجام می دادند. اما توجه این مطلب بر روی صحنه ای است که دل هر انسان مسلمان و آگاهی را به درد می آورد،جایی که خانمی در حوالی خیابانهای اطراف میدان هفت تیر ایستاده بود آنچنانکه محل ایستادن این خانم اصلاً جای شلوغ و حساسی به شمار نمی رفت ولی یکی از این لباس شخصی های بی سیم به دست با بی رحمی و حمله به این خانم،به بدترین نوع ممکن با ایشان رفتار نمود و با مشت و لگد این خانم را به رفتن از این محل رهنمون کرد!!! این خانم نیز با اعتراض به این حرکت وحشیانه به این لباس شخصی گفت"خجالت بکش! این چه جور رفتاریه با یک خانم" ولی جواب این فرد از خدا نترس جالبتر بود و به این زن گفت"خفه شو [... ...] " (از نوشتن ای فحش ها معذورم)... واقعاً آیا دست زدن و لمس فیزیکی یک زن نامحرم حرام نیست و گناه به شمار نمی رود آیا فحش دادن و ناسزا گقتن جزء معصیات نیست، آیا هیچ مرجع تقلیدی از این قبیل کارها را مجاز می داند؟! آیا نباید هیچ نظارتی بر روی کار این خودسران و گناهکاران صورت بپذیرد؟!... وای بر ما!!! قاسم زارع / مدیرمسوول نشریه مستقل ایران آزاد - دانشگاه تهران
دانشگاه مبدا همه تحولات است. امام خمینی(ره) ضمن سلام و خوشامدگوئی به همه دانشجویان عزیز بالاخص جدید الورود ها یا همان سال اولی ها که با ورودشان به پردیس شور و شوقی دوباره به دانشگاه بخشیدند ، شروع کار دوباره نشریه ایران آزاد را اعلام میدارم. حدود 5سال پیش بود که این نشریه شروع به کار نمود و از همان ابتدا نیز بدلیل طبع انتقادی نشریه با مشکلات زیادی مواجه گردید ولی به حول قوه الهی تا به اکنون هنوز نشریه سرپا ست و یکی از با سابقه ترین نشریات مستقل دانشگاه تهران به شمار می رود و این ماندگاری را فقط و فقط مدیون همکاری و نظر های انتقادی شما دوستان گرامی میدانیم. با توجه به حوادث و رخداد های پیش آمده پس از انتخابات ریاست جمهوری مسوولیت تک تک شما دوستان دانشجو بیشتر از قبل شده است،همان طور که ابتدای مقاله را با سخن ماندگار بنیان گذار انقلاب اسلامی شروع نمودم می توان دریافت که امام چه زیبا سخن گفته اند و چرا شروع تحولات جامعه را ”دانشگاه“ در نظر گرفته اند. پس بایستی با آگاه بودن به شرایط حاکم بر جامعه در مسیر تحولات درست و مثبت گام برداریم تا سستی و رخوت را از جامعه بزدائیم. قاسم زارع - مدیر مسوول نشریه ایران آزاد(نشریه مستقل دانشگاه تهران)
بالاخره افشین قطبی که خیلی ها او را با نام امپراتور می شناسند سرمربی تیم ملی ایران شد، البته با حدود یک سال تاخیر !!! افشین قطبی فردی بود که توانست تیم پرسپولیس را بعد از سالها ناکامی در لیگ برتر به قهرمانی این مسابقات برساند؛البته این قهرمانی با مشقت ها و حواشی فراوانی همراه بود. در دوره گذشته ی لیگ برتر زمانی که افشین قطبی در بازی تیمش با فجر سپاسی در زادگاه خودش با تماشاگران پرشمار تیم پرسپولیس خداحافظی کرد همه فکر می کردند با سرمربی گری افشین قطبی تیم ملی ایران به راحتی به جام جهانی صعود خواهد کرد ؛ اما شاید تقدیر نخواست که افشین ،امپراتور تیم ملی ایران بشود! اما زمان گذشت و گذشت تا علی دایی در آن بازی شوم در برابر عربستان تن به شکست بدهد و عطای کار را به لقایش ببخشد و علی دایی،سلطان گل جهان نیز به زمره مربیان برکنار شده تیم ملی ایران اضافه شود. بعد از آن بود که مسؤولان بلند پایه ورزشی کشور به دنبال مربی مناسبی بودند تا او را به عنوان جانشین علی دایی معرفی کنند؛در این بین نام محمد مایلی کهن،افشین قطبی،امیر قلعه نویی،محمود یاوری و حتی فلیپ تروسیه فرانسوی نیز مطرح گردید و همانطور که عقل حکم می کرد در بین این افراد باز هم افشین قطبی مناسبتر از سایر گزینه ها می بود ولی محمد مایلی کهن بود که به عنوان سرمربی تیم ملی معرفی گردید! اما دیری نپایید که محمد مایلی کهن نیز به دلیل حواشی ایجاد شده در بازی استقلال و بحث و جدل هایش با امیر قلعه نوعی از تیم ملی اخراج گردید و عمر مربیگری حاجی مایلی نیز بیشتر از یک هفته طول نکشید! ...و اما اکنون ما باید با حمایت یکپارچه از تیم ملی و مربی آن به ایران عزیز کمک نماییم تا با افتخار به جام جهانی صعود نماید. قاسم زارع بیدکی
آیا کسی باورش می شد محمد مایلی کهن به عنوان سرمربی تیم ملی انتخاب شود؟ فردی که فدراسیون فوتبال امید زیادی به موفقیتش دارند آن هم به دلیل نتایج کسب کرده در سال 96و آن 6-2 معروف؛ولی آیا به مایلی کهن با شکست هایی که در این چند سال اخیر در سطوح مختلف تیم ملی و باشگاهی داشته است می توان امید داشت؟! محمد مایلی کهن شخصی است که تیم ملی امید را با آن بازیکنان مطرح و سرشناسش مانند ایمان مبعلی و آرش برهانی و… نتوانست به مسابقات المپیک2004آتن راهی نماید،همچنین در کارنامه او ناموفق بودن در تیمهای فولاد خوزستان و پیکان نیز دیده می شود. تنها نکته مثبت مربیگری او در چند سال اخیر همین موفقیت در تیم بحران زده سایپا بود که توانست تیم سایپا را با چند برد پیاپی از ته جدول لیگ برتر امسال جدا کند. اما حال باید ببینیم که چرا مسؤولان فدراسیون از نام افشین قطبی سرمربی موفق سابق تیم پرسپولیس گذشتند و مایلی کهن را به عنوان سرمربی تیم ملی انتخاب نمودند؟ افشین قطبی فردی بود که در بین تمام نامزدهای سرمربیگری تیم ملی بیشترین مقبولیت جامعه را داشت و نظر سنجی های سایتهای معروف مهر تاییدی بر این موضوع می گذارد. این طور که از خبرها و مصاحبه های اعضای فدراسیون پیدا بود اکثر اعضاء کمیته تیم ملی نیز بر سر انتخاب افشین قطبی اتفاق نظر داشتند ولی سرانجام مایلی کهن بود که از بین کاندیداها به عنوان سرمربی تیم ملی کشورمان انتخاب گردید!!! این طور که پیدا است افشین قطبی تنها به خاطر مصاحبه با شبکه بی بی سی پرشین،از طرف بالا تایید نشد؛حال در صورتی که قبلا نیز وحید هاشمیان با این شبکه مصاحبه کرده بود ولی به خاطر بی اطلاعی بازیکن از ممنوعیت مصاحبه با این شبکه هاشمیان بخشیده شد و حال می شد این اغماض در مورد افشین قطبی نیز صورت می پذیرفت؛ولی آیا این طور شد؟؟؟ قاسم زارع بیدکی
|
![]()
قاسم زارع بیدکی متولد 4آبان 1368
Home
|